تبليغاتX
رسوایی دانشگاه رازی

رسوایی دانشگاه رازی

دو تشکل دانشکده ادبیات دانشگاه رازی در واکنش به رسوایی حراست: با وجود فشار مسئولين سکوت نمي کنيم

مسوولان ۲ تشکل دانشجویی دانشكده ادبيات اين دانشگاه به مسوولان وزارت علوم و شوراي عالي انقلاب فرهنگي نامه نوشتند.

در اين نامه با اشاره به اتفاقات اخير دانشگاه رازي كرمانشاه آمده است:«اين وقايع قلبهايمان را مالامال از رنج و اندوه كرد. اين خبر آنچنان شوك عظيمي بر فعالان جنبش دانشجويي وارد نمود كه تا مدت‌ها هضم و باور آن براي تشكل‌هاي دانشجويي سنگين و تصميم‌گيري صحيح را در اين زمينه غير ممكن مي‌ساخت

در اين نامه با اشاره به آنچه تاييد اين موضوع از سوي رياست دانشگاه خوانده شده، ابراز عقيده شده است: «با توجه به اينكه كانون حوادث رخ داده در دانشكده ادبيات بوده احضار مسوولان تشكل‌هاي صنفي - دانشجويي از دانشكده و تذكرهاي پي‌در پي به آنها درباره انتشار بيانيه و موضع‌گيري نسبت به مساله باعث شكل‌گيري فضاي سكوت در برابر چنين خيانتي شده است. آيا عملكرد اين شخص در چنين جايگاه حساسي خيانت به اسلام و مسلمين و انقلاب و آرمان‌هاي شهدا نيست. فرداي پيش رو كدامين پدر و برادر و شوهر با چه تضمين و اعتماد و اطميناني دختر و خواهر و همسر خود را به سوي مكاني كه جايگاه فراگيري علم و معرفت است روانه نمايند؟»

در ادامه اين نامه تصريح شده است: «در حالي كه در دولت اسلامي سخن از دانشگاه تمدن ساز و دانشگاه اسلامي كه پايه حكومت ديني است مي‌رود آيا با مرتكب شدن چنين اعمالي مي‌توان به اين واژگان دلخوش كرد؟ آيا اين سخن امام كه فرمودند «اگر دانشگاه اصلاح شد مملكت اصلاح مي‌شود» را فراموش كرده‌ايم پس چرا با كوتاهي در زمينه‌ گزينش و جذب نيروهاي متعهد زمينه‌ سوءاستفاده فرصت‌طلبان را از نواميس مردم مهيا نموده‌ايم

در پايان اين نامه نويسندگان اظهار داشته‌اند: «چه ارگان و نهادي مسوول رسيدگي به اين وضعيت خواهد بود؟ آيا زمان آن نرسيده كه تحولات عظيمي در دانشگاه رازي صورت گيرد؟ به عنوان نمايندگان دانشجويان دانشگاه رازي و نيز به نمايندگي از جنبش‌ دانشجويي اين دانشگاه موكدا خواهان رسيدگي فوري به اين موضوع از سوي وزارت علوم و شوراي عالي انقلاب فرهنگي هستيم

 

يكشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۶ [+]

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:34  توسط نویسنده  | 

گزارشی در مورد تجاوز به دانشجوی دختر دانشگاه رازی کرمانشاه

گزارش دریافتی: دانشجویی از دانشگاه رازی کرمانشاه هستم. در این دانشگاه خفقان و نکبت و تحجر مسئولین آنقدر زیاد است که اگر هیچ نگویم گویا تر است. به عنوان اولین خبر فاجعه ی هفته ی پیش را به عرضتان می رسانم و امیدوارم آن را به گوش همه برسانید زیرا این مطلب شدیدا بایکوت خبری شده است. هفته ی پیش یکی از دانشجویان زبان انگلیسی ورودی سال 83 دانشکده ی ادبیات دانشگاه رازی مورد تجاوز معاون حراست کل دانشگاه قرار گرفت. این فرد که دایی چی نام دارد با تهدید دختر به اینکه دوست پسر داشتن او را به خانواده اش اطلاع می دهد دختر معصوم را به این کار وادار می کند. این فرد نفر دوم حراست کل دانشگاه است که برادرش نیز رئیس شعبه ی مرکزی بانک ملی استان است. در طی هفته ی گذشته تحصن هایی توسط دانشجویان دانشکده های مختلف صورت گرفت که به شدید ترین نحو سرکوب شد. در آخرین حرکت در تاریخ 17/2/86 در مقابل دانشکده ی فنی حرکتی صورت گرفت که با درگیری شدید نیروهای بسیج و حراست و ضرب و شتم تنی چند از دانشجویان پایان یافت.

منبع: http://www.iranpressnews.com/source/023959.htm

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:34  توسط نویسنده  | 

بیانیه کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت در محکومیت تعرض به دانشجويان دختر در دانشگاه های کشور

بیانیه کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت در محکومیت تعرض به دانشجويان دختر در دانشگاه های کشور

22 اردیبهشت 1386

خبر تعرض به یک دانشجوی دختر در دانشگاه کرمانشاه و حمله به سالن مطالعه دختران در دانشگاه امیرکبیر که هر دو از سوی مسئولین حراست صورت پذیرفت آنقدر تکان دهنده و شرم آور است که جای هیچ سکوتی را باقی نمی گذارد. آنانکه با تکیه بر زور ادعای حراست از کیان دانشگاه را دارند خود به بزرگترین تهدید برای امنیت دانشجو و دانشگاهتبدیل شده اند. کارمند عالی مقام حراست دانشگاه رازی کرمانشاه با سوءاستفاده از قدرتی که نهادهای امنیتی تحت عنوان حراست به او اعطا کرده اند، با تهدید و ارعاب به افشای وضعیت پرونده يكي از دانشجويان دختر نزد خانواده اش، نه تنها اقدام به هتک حرمت وی کرده بلکه به ساحت دانشگاه و دانشجویان کشور توهین نموده است. از سوی دیگر حمله وحشیانه به سالن مطالعه دختران در دانشگاه امیر کبیر همگی اخباری شرآور از دانشگاههای کشور در هفته گذشته بود. این دو حادثه در حالی روی داد که چند ماه پیش نیز مسئول حراست دانشگاه علامه با سوء استفاده ای دیگر به چند دانشجوی دختر در دانشگاه علامه تعرض نمود و مسئولین به سادگی از کنار این مساله گذشتند. حال کجایند آن دین به دنیا فروشانی که با کوچکترین رفتاری خلاف سلیقه شان فریاد وااسلاما و دینخواهی شان گوش فلک را کر می کند؟! کجایند کسانی که این روزها هوادارانشان مزاح هرچند نسنجیده ی یک استاد سالخورده را دستاویز کفن پوشیدن خود و سیاه پوش نمودن دانشگاه کرده اند؟! کجایند مدعیان دین و ارزش ها؟! مایه شرم است که نوع پوشش برای آن زاهدان پر فریب اینچنین عین ارزش و قداست است ولی تعرض مسئولان دولت نهم به دختری بی پناه هتاکی و ننگ نیست. به راستی ارزش های آنان چنین است؟! سوال این است که کسانی که خود حرمت شکن عصمت و مقدساتند وکسانی که ناقضان ابتدایی ترین سطح امنیت روانی و اخلاقی اند تحت چه عنوانی خود را متولی امنیت و حراست می دانند؟ چه کسی پاسخگوی رفتار شنیع انهاست ؟ هیهات از اینهمه پلیدی و دروغ، ریا و تزویر؛ از جماعتی که از دیده شدن تار موی زنی گریبان چاک می کنند و چماق به دستانشان برای موی و روی و لباس مردم تکلیف تعیین می کنند و به بند و زنجیر و حبس حوالت می دهند، اينان كه در ظاهر با وظیفه ی برقراری امنیت و حراست از کیان علم و دانشگاه و در باطن با وظیفه ی حراست از جایگاه خود و ناصبان خود به دانشگاه تحمیل شده اند و در همین حال به پلیدترین صورتی هتک حرمت از دختران می کنند و حتی زمزمه ی اعتراضی هم از آن خیل سینه چاکان مقدسات به گوش نمی رسد! آنانی که آزادی پوشش را تاراج دین می شمارند ولی تعرض را تا حد تقبیل و تحبیب مجاز میشمارند!! این فجایع البته بی سابقه نیست. بارها و بارها شاهد آن بوده ایم که کسانی که با تکیه بر قدرتی که به گزاف در اختیارشان قرار گرفته است دست تعدی به حریم شخصی و حوزه ی خصوصی دانشجویان دراز کرده اند. اگر زنگ خطری که چند ماه پیش در دانشگاه علامه به صدا در آمد به گوش اعتبار شنیده می شد امروز شاهد تکرار چنین فاجعه ای در دانشگاه رازی نبودیم. آری، تکرار این ماجرا نشانه ایست بر گستردگی اینگونه سوء استفاده ها و مشتی است نمونه ی خروار که البته در بسیاری موارد به دلیل عواقبی که می تواند بر اشخاص مترتب باشد در پرده ی کتمان باقی می ماند و عمری سنگینی بار این تحقیر را بر آنان تحمیل می کند. امروز ما را علم بر آن نیست تا پرده از رسوایی های دیگر این مزوران قدرت پرست برداریم و توان آن نیست تا آن قدرت متمرکز فاسد را پاسخگو کنیم، اما می توانیم و حق خود می دانیم نگرانی عمیق خود را از وقوع فجایعی اینچنین که به راحتی امکان پوشیده ماندن و برملا نشدنشان هست ابراز کنیم. آیا نباید نگران سایر دختران دانشجو و باجگیری بیشرمانه ی نهاد به اصطلاح حراست بود؟ مسئولین حراست دانشگاه ها منصوبین مستقیم وزارت فخیمه هستند کسانی که پس از عبور از سد ده ها نوع گزینش و فیلترهای مورد نظر نظام به خدمت این نهادها در می آیند. ریشه ی مشکل نه تنها در انحراف این افراد است بلکه بیش و پیش از آن در اعطای قدرت مطلقی است که به آنان اجازه ی دخالت در مسائل شخصی و تسلط بر زندگی و تحصیل دانشجویان را می دهد. بر این باید اضافه نمود مسئولیت ناشناسی، بی کفایتی، بی تدبیری و جهالت مسئولان دانشگاه را که توسط نهاد انتصابي شورای عالی انقلاب فرهنگی و بدون رایزنی با اساتید و دانشجویان به این مقام منصوب می شوند. کدامین عقل سلیمی می پذیرد که زندگی و تحصیل اساتید و دانشجویان در اختیار مشتی بی فرهنگ قرار گیرد که بدون هیچ نوع نظارت یا عدالتی بتوانند بر آبرو و آینده ی استاد و دانشجو حکمرانی کنند؟ کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت ضمن اعتراض شدید به وقوع مکرر اینگونه فجایع و ضمن اعلام حمایت از اعتراض دانشجویان دانشگاه های رازی کرمانشاه و امیرکبیر و نیز اعلام همدردی با قربانیان بی گناه این فجایع، خواستار استعفای رئیس بی تدبیر رئوسای دانشگاههای رازی وامیر کبیر و برکناری ریاست حراست آن و پاسخگویی سریع و شفاف وزیر علوم نسبت به عملکرد مجموعه ی تحت امرش و مجازات قاطع و بی اغماض عاملان و مسببان این حوادث است. به دلسوزان کشور توصیه می کنیم اگر هنوز ارزشهایشان قلب ماهیت نکرده و نگران سامان مسئولیت های خطیر خود هستند ، چشم بر حرمت شکنی آشکار نپوشند و نان به خوناب ستم و هتک حیثیت دانشجویان نیالایند. و نیز بار دیگر بر این امر تأکید می کنیم که دست تطاول نهادهای گوناگون از جمله حراست، می بایست از دانشگاه کوتاه شود، خواه به تصریح قانون و خواه به تصمیم دانشجویان.

کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت اردیبهشت 86

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:33  توسط نویسنده  | 

تجاوز سه مامور نیروی انتظامی به یک دختر 16 ساله در ورامین

تجاوز سه مامور نیروی انتظامی به یک دختر 16 ساله در ورامین

از وبلاگ تحریریه خاموش

ماجرا آنقدر وحشتناك است كه باور نكردنش در اولين ثانيه پس از شنيدن امري كاملاً طبيعي باشد. تجاوز سه مأمور نيروي انتظامي به يك دختر فراري كه براي نجات خودش به آنها پناه برده چيزي جز علامتي كه سقوط اخلاقي يك جامعه را نشان مي دهد نيست. وقتي حسین خاني خبرنگار حوادث روزنامه ايران ماجرا را برايم تعريف كرد مو بر تنم راست شد.

داستان خيلي ساده است و در عين حال تكان دهنده. دختري 16 ساله در شهرستان ورامين از خانه فرار مي كند و به خانه دوستش پناه مي برد. دوست هم سن و سالش بعد از صحبت فراوان دخترك را راضي مي كند كه به خانه برگردد. اما پدر و مادر دخترك از پذيرشش سر باز مي زنند. دخترك به پليس پناه مي برد و به آنها زنگ مي زند. ماموران پليس بجاي پناه دادن به دخترك تا صبح به او تجاوز مي كنند. شرم آور است. شرم آور.

یکشنبه هفته آینده دادگاه اين سه مامور در شعبه 72 دادگاه كيفري برگزار مي شود. ممكن است بپرسيد چطور اينقدر سريع محاكمه اين سه نفر برگزار مي شود. سئوال خوبيست. جواب البته مشخص است. مسئله مسئله تجاوز به عنف است. بايد ديد آيا براي اين ماجراي تلخ و دردناك كسي سينه چاك مي كند؟ يا نه. ماجرا مثل حادثه دانشگاه كرمانشاه با سكوت برگزار مي شود. راستي كدام مهمتر است. كنترل حجاب مردم يا كنترل خودمان؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:32  توسط نویسنده  |